ساقی امشب باده از بالا بریز/باده از خمخانه ی مولا بریز
باده ای بیرنگ و آتشگون بده/زانچه پیشم داده ای افزون بده
مدفونم زیربار کارهای چرت... زارم زیر آفتاب داغ ..... زیرم روی آسفالت خسته از آدمهای ریز ....داغانم ..... خسته .... نشسته .... ذهن تعطیل ... مخ هنگ .... جسم کوفته..... خوش باش و نغمه ریز که طبعم فسرده شد .... شاهین شر درونم کفَش برید..... |