چرا تولد تبریک گفتن کار هجوی یه ؟
۱- اولا که تولد یک انسان و افتادنش توی دنیای پر استرس که به ازای هر لذتی در آن دوتا ضد حال وجود دارد (که حالا اون ضد حالها دوبرابر باشه مهم نیست چون بینهایت لذت هست و بینهایت ضربدر دو می شه همون بی نهایت،اما این ضربدر دو یعنی بینهایت لذت هست ،بینهایت ضدحال هست و از دست رفتن هر لذتی خودش یک ضد حال هست که یه فیلد جدیدی در عالم ضد حالهاست جدای از ضد حالهای محض ... بینهایت تا مساوی تعداد لذت ها )...خلاصه تولد به چنین دنیایی تبریک داره؟
۲-تولد شروع یک مسیر منتهی به مرگ است ...و مرگ یعنی عدم زندگی ...و انسان معمولا روزبروز به زندگی علاقمندتر می شود .... شروع بزرگراه مرگ تبریک دارد؟
۳-تولد آغاز انسان است و انسان تجسم وظیفه است و وظیفه دشوار و ناجور و نخواستنی است ،تبریک دارد؟
۴-شاید بگوییم تبریک به دنیا که انسانی چو ما به آن شرف بخشید ....واقعا؟
۵-تولد سالروز میلاد است ...سالروز خروج انسان از کانال زایمانی (در مورد افرادی که با زایمان طبیعی متولد شده اند ...در مورد سزارینی ها یک کم ،فقط یک کم قضیه فرق می کند )...اتفاق مهمی است ؟ می توانست یک روز ،چند روز ،دو سه ماه این طرف یا آن طرف اتفاق بیفتد به هیچ جا هم بر نمی خورد که حالا اینقدر قضیه را مهم کنیم که انگار درست در همان روز و ساعت با دنیا قرار ملاقات داشته ایم و سر ساعت تشریف فرما شده ایم .
۶-اصلا تولد ما اتفاق مهم ....سالروز دیگه چه صیغه ای یه؟ فقط مد اینجوری یه (بضم میم ) ... می شه ماهگرد گرفت مثلا دوم هرماه ...شیش ماه گرد ... ۵ ماه گرد ...۱۷ماه گرد ... حتما باید زمین یه دور به دور خورشید بچرخه از زمان تولد ما ؟ ...می تونیم بگیم از روز تولد یه دور زهره بگرده دور خورشید ...تند تند تولد بگیریم یا بگیم مشتری بعنوان بزرگترین سیاره ی منظومه ی شمسی بگرده که دیر دیر بگیریم یا کلان نگاه کنیم یه دور راه شیری دور محور خودش بگرده ....البته اینجوری خوبیش اینه که بین دوتا تولد یه بار چهار فصل رو مرور می کنیم ..حالا ۵ بار مرور کنیم ...ثانیه گرد هم می شه گرفت ...یعنی هر ثانیه ...اینجوری بیشتر خوش می گذره ...همه ش شادی یه ...
۷-مثل مریم عزیز ! دلایلم هجو بود می دونم ...ولی چه می شه کرد همه چی هجوه .