خفته بر سیم خاردار ،بیشه ی بنفشه (و گوجه فرنگی)

اینجا سایکو-سوشیو آنالیز بیداد می کند یا می خواهد بکند

خفته بر سیم خاردار ،بیشه ی بنفشه (و گوجه فرنگی)

اینجا سایکو-سوشیو آنالیز بیداد می کند یا می خواهد بکند

زندگی ،جنگ و دیگر هیچ

گیلانه رو دیدم ...زیر بارش نزدیک بود له (بکسر لام ) بشم .... شاید بهترین فیلمی باشه که درباره ی ۸ سال جنگ و اونچه که بر مردم عادی گذشت پرداخته باشه ...عالی ....عالی ... بازی عالی معتمد آریا ،رادان و باران کوثری ....صحنه های عالی فیلم بخصوص تکه های جاده ش که از شمال به تهران بر می گشتند ...آژیر آشنای خطر ...توجه !توجه ! علامتی که هم اکنون می شنوید ....... فیلم یقه ت رو می گیره و می بردت به سالهای جنگ و باز برت می گردونه به حال که چه بر آسیب دیدگان جنگ گذشته ....و ول نمی کنه ....این یقه ی بی صاحب مونده رو ول نمی کنه و می خواد خفه ت کنه ......تکان دهنده ترین و غمناک ترین صحنه ی فیلم صحنه ای یه که در میون اون همه استرس ،اون همه بدبختی یه آهنگ شاد محلی می ذاره و گیلانه درب و داغون با رویای دامادی پسر جانبازش می رقصه ......مرسی به بنی اعتماد ....مرسی به مسجد جامعی ...شک نکنید این فیلم قبل از خاتمی امکان ساخت نداشت .همین ...

من پر از نوشتنم !!

چقدر دوست دارم بنویسم ... انگار کلمات دارن می جوشن و می خوان از پوست آدم بزنن بیرون (اگه خودم بودم الان می گفتم آدم!)... مخملباف مثل اینکه یه فیلم ساخته سکس و فلسفه !!
باید دیدنی باشه ................................نقطه ها هم زیاد شدن ...در پاییز آزادی جای حاجعلی خالی !

یار دبستانی من

یار دبستانی من
با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما
بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو
رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم
مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما
هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب بد اگه بد
مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این
پرده ها رو پاره کنه
کی می تونه جز من وتو
درد ما رو چاره کنه
یار دبستانی من ...

الان صندلی داغ بعد از مصاحبه با یک سردار سپاه این آهنگ رو گذاشت که هوس کردم اینو اینجا بنویسم ...یادش بخیر .........................................../

نقطه سرخط

امروز مدرسه ها باز شد ...نقطه سرخط
روز اول یه خورده هیجان داره بخاطر اینکه نمی دونی کلاس بندی چی جوریه ،معلمات کیان کدوم کلاسین ...نقطه سرخط
غرور کاذب و بی دلیل و الکی کار دست آدم می ده ...نقطه سرخط
آدما بی جنبه ن ...نقطه سرخط
امروز یه کار بدی کردم ...نقطه سرخط
وجدانم یه کم ناراحته ... نقطه سرخط
وجدان بخاطر اینکه هنوز یه چیزایی اونجا مونده ....نقطه سرخط
یه کم بخاطر اینکه خیلی تو این سالها سرکوبش کردم ...نقطه سرخط
خونه چه حالی می ده ...نقطه سرخط
مدرسه چقدر بده (بفتح ب )...نقطه سرخط
آدمای خوب چقدر کم شدن ... نقطه سرخط
شاید هم من بد شدم ...نقطه سرخط
دزدی زیاد شده ...نقطه سرخط
زیاد دزدی شده ...نقطه سرخط
حالا با ریتم نوحه بخونین : سرزمین نی نوا یادش بخیر ...کربلای جبهه ها یادش بخیر
تز: خودتونو به یه چیزی بند کنین .
آنتی تز:هرچیزی ؟
سنتز:ایمان در مجموع می تواند چیز مفیدی برای بشریت باشد .
سخنان تصویر آینه ای سورنا صالح : پسر! تو می خوای بلاگ بزنی یا رساله ی عملیه تحویل ملت بدی؟ اگر اینهمه سال نمی شناختمت فکر می کردم یه آخوند اینجا می نویسه .

زندگی مشترک ،خیانت و داستانهای دیگر منجمله معنویت

در چلچراغ امروز بزرگمهر شرف الدین مطلبی نوشته بود در مورد زندگی مجردی و به موضوع افزایش تعداد مجردها در جهان و فرهنگ جدید ازدواج گریزی در نسل امروز پرداخته بود که خیلی مساله ی مهمیه !
مساله ی آزادی فرد در سایه ی ازدواج که همیشه محدود خواهد شد (حد داره کم یا زیاد ،همین که یه روز حال دیدن خواهر زنت رو نداشته باشی و مجبور باشی اونو با بچه های شیطونش و شوهر بی شعورش در خانه تحمل کنی و حرف هم بزنی باهاش تا حق میزبانی رو بجا بیاری خودش کلی رو nerve آدم می ره ) ،مساله ی حوصله سر رفتگی آدم وقتی مجبور می بینه خودشو تا آخر عمر با یه آدم دیگه همخونه ببینه ،مساله ی شلختگی اغلب پسرها و نظم و تمیزی اغلب دخترها و ....
امروز در خیلی از فیلم های غربی مساله ی اساسی خیانت است ...یعنی خیلی کم می بینی در فیلمی عشق مطرح شده باشد و موضوع جانبی و فاکتور اصلی دخیل در ماجرا خیانت نباشد ...
واقعا ما داریم به یک باز تعریف از اصول زندگی اجتماعی می رسیم ؟ یعنی این سالها ،سالهای گذار دنیا برای تعریف مختصات جدیدی برای زندگیست؟ یعنی ارزشهای دنیای امروز ما در مورد خانواده تا صد سال دیگر زیرو رو خواهد شد؟
اما مسالتن (بضم ت) : بشریت در گذر زمان به سمت پیشرفت می رود یا پسرفت؟
دسر با طعم توت فرنگی : دوست داشتن برتر از عشق است (از دکتر علی شریعتی)
دسر با طعم انگور :تنها عشقی که می شود جاودانه باشد عشق به خداوند است چون در این دنیا بهیچ وجه نمی توانی به خدا برسی بنابراین این عشق هیچ گاه از بین نمی رود (وصال معمولا اولین تیر به قلب عشق است )
دسر با طعم انگور ۲:همه ی عشق ها قبل از وصال آرامش را از آدم می گیرند غیر از عشق بخدا که قبل از وصال هم به آدم آرامش می دهد .
دسر با طعم انگور ۳:انا لله و انا الیه راجعون .
توصیه ی خداپسندانه :اگر انسان عاشق پیشه ای هستید خدا را از دست ندهید.

یک پتانسیل خطرناک

پسر گفت : تا کی (بکسر کاف) می توانم منتظرت باشم ؟
دختر با لبخندی شیطنت آمیز که مثل همیشه همه ی اجزای صورتش باآن هماهنگ می خندید گفت : تا هر زمان که تحمل داشتی ... پسر مستاصل گفت :بگو که می آیی . دختر با لبخند گفت :اگر بگم که صبرت به چند من؟ پسر بی صبر بود ،همیشه بی صبر بود .... دیگر نیم نگاهی هم به افق نینداخت (توضیح :افق معمولا جایی است که کسی که منتظرشی از آن سو می آید حالا شمالی دارد ،غربی دارد ،شرقی و جنوبی هم دارد ) ....
دنباله ی این داستان را شما تعریف کنید .

اصلاحیه

آدم گاهی اوقات از آدمها ایراد می گیره و نسخه می پیچه برای زندگی مردم (اگرچه فقط دردل خودش) ...این کار خیلی خیلی غلطه ... اولا که هر آدمی خودش خیلی خیلی خیلی بهتر از هرکسی می تونه که بدونه چی به صلاحش هست چی نیست ... شاید اصلا تنها آدمی که صلاح یه آدمی رو می دونه خود اون آدمه ...شاید به خاطر همینه که من تقریبا هیچ وقت نصیحت کسی رو گوش نمی کنم و اغلب هم سعی می کنم کسی رو نصیحت نکنم ... اما یک گیر سه پیچی به یه آدمی که عاشق شده بود دادم که خیلی اشتباه بود ... چون : اساسا عاشقانه زیستن خودش خیلی حال می ده ... بقول یغما گلرویی ای بازیگر غصه نخور (یا گریه نکن؟) ما همه مون مثل همیم ...صبحاکه از خواب پا می شیم نقاب به صورت می زنیم ...فقط آدم باید فراموش نکنه که اگر می خواد هر چیزی رو به پای این عاشقانه زیستن بریزه بریزه ولی بدونه که ممکنه یه روزی دلش رو بزنه ... یه روزی خسته شه ...وگرنه آگاهانه فدا کردن هرچیزی در راه عشق خوبه ...عالیه اصلا ... من از نسخه پیچیهای ضد عشقی که داشتم عذر می خوام :)
خیلی مراقب خودتون باشین .
بای