-
افاضه ی فضل
جمعه 28 مردادماه سال 1384 15:24
الان این به ذهنم رسید ...درست بعد از اینکه قبلی رو پابلیش کردم ... شاید دلیل این منیت ها (مصدر جعلی داریم خوبشم داریم ) یه واکنش دفاعی باشه برای اونایی که می ترسن توی یه زمینه ای کم بیارن .... شاید .
-
من من (به کسر نون اول )
جمعه 28 مردادماه سال 1384 15:20
دیروز داشتم فکر می کردم که می خواهم خودم را نقد و اصلاح کنم شاید ازروی همین خودپسندی و احساس اینکه منننننننننن می تونم این کارو بکنم ...و در واقع خودمو بیشتر ثابت کنم .... مریض شدم فکر کنم ....دارم روانی می شم .
-
یک آدم مهم
پنجشنبه 27 مردادماه سال 1384 21:33
یک آدم مهم توی این زندگی بیست و شیش هفت ساله ی من اومد ...که ۱۰ ماه باهاش آشنا بودم ... نمی دونم بخاطر چی البته یه حدسایی می زنم که چرا .... بخاطر اینکه خیلی مواظب خودم نبودم ،بخاطر اینکه خیلی آدمای دور و برم نقدم نکردن یا اونایی که کردن قبولشون نداشتم دچار یه حالت غیرقابل تحمل شدگی مزمن شدم که همراه با غرور و...
-
خداحافظ
پنجشنبه 27 مردادماه سال 1384 13:04
خداحافظی کار هجویه ... پس خداحافظ ... همیشه در خداحافظی یک امید به دیدار بعدی هست ... و این خیلی ناجوره .... من ده بار با یک آدمی خداحافظی کردم (برای همیشه ) و دوباره سلام مسخره ای درکار بود و یکبار که بی خداحافظی رفتیم ،رفتیم ..... وبلاگ قبلی من جای خوبی بود ...یک پناهگاه که هم راحت بود هم پنهان ... ولی دیدی گاهی...