پاتوق یه کامنت خوبی گذاشته روی مطلب ۲۴ مهر ...خوندنش توصیه می شه ... ما که رفتنی هستیم ولی اگه حال بحث جدی رو داشتین می شه ادامه ش داد ....
من با حرفای ایشون موافقم ... ولی در تکمیلش بگم الان هم اونا دارن می چرونن ولی چی رو؟کی رو ؟ .....
راه پیشرفت از درون تمدن امروز غرب می گذره اونو طی کنیم بعد ادعای ۱۵۰۰ سال جلوتر بودن بکنیم .... منم فکر می کنم یه روزی ممکنه ایران و ایرانی بر قله ی دنیا بایسته ولی اگه فکر کنیم جلوتریم (از هر نظر مگر سابقه ) به جایی نمی رسیم ...
فردا می ریم دیگه .... خدا نکنه ظرفیت تکمیل شه مریم ! ... دیگه از خونه بودن و موکول کردن برنامه های زندگی به بعد از آموزشی خسته شدم ...نه ....دقیقتر بگم ...حالم بهم می خوره ...
برای دوران شیرین مذلت خدمت و آپ بودن این مکان همچین مقدس تدابیری اندیشیده شده که این کشتی طوفان زده به سلامت گذر کند (خطاب به نرگس و سایر امت خداجو ) .
سقراط ،سقراط ،سقراط ،.... تو خلاصه ترین پیغام را فرستادی ..... نمی دانم چرا هر وقت نام تو را می بینم یاد آن عزیز سفر کرده می افتم ....
سارای عزیز ! ملت بزرگ ایران را در غیاب خود بعد از خدا به تو می سپارم ... در کار این وبلاگستان تاخیر روا مدار .... با دشمنان چنگال وار و با دوستان چنگال وار رفتار کن ..... از نتیجه گیری غافل نشو که لب لباب کلام را در نتیجه گیری می توان سنجیدن ...
زه زه ! خدا را خدا را به رعایت حق تقدم ...خدا را خدا را به رعایت حق آب و گل .... خدا را خدا را به رعایت حضور روزافزون در این بلاگ .. خدا را خدا را به دعای خیری بدرقه ی راه این سرباز وطن ....
دیگر عرضی نیست ...فقط چندی بود می خواستم در مورد یکی یه چیزی بنویسم که نشد .... الان می نویسم ...
شانس در زندگی خیلی مهمه ... موقعیتهایی که پیش روی تو قرار می گیرن خیلی مهمن .... یه آدمی رو من یه روز شانسی پیدا کردم که باهاش آشنا شدم بعد دوست شدم ...کلا ۱۰ بار دیدمش .... این آدم در این مدت کم ،دوست خیلی خیلی خوب من به حساب می آد با اینکه خیلی کم دیده مش و تا آخر عمر هر بار ببینمش قطعا ساعتها حرف باهاش دارم برای گفتن ... ممکن بود من این آدمو نبینم هیچ وقت و یه دوست خوبو از دست بدم ... ببینین .... ببینین .
زیاده عرضی نیست ...